X
تبلیغات
گل پرواز

گل پرواز

شرکت زیارتی و سیاحتی و هواپیمایی

الله

 

 

کشورعربستان

 هركس كه تو را شناخت جان را چه كند / فرزند و عيال و خانمان را چه كندديوانه كني هردو جهانش بخشي / ديوانه تو هردو جهان را چه كند

 

دل   وحشی  نشان  از یار  گیرد

 سراغ     خانه      دلدار     گیرد

 عجب شوری به سر افتاده  بازم

 روم در   کعبه اش   جویم  نیازم

 به ذکر العطش داخل  چو   گردم

 طوافش  نه به پا ،با   دل  بگردم

 نمازم  از   سر   اخلاص    باشد

 معطر   سجده ام از یاس   باشد

 به قربانگاه  قربانی کنم      نفس

 جهاد اکبرم را   داده ای      درس

 تمام    کینه ها    از   دل   بروبم

 بگویم    ای گلم،   معبود    خوبم

 همیشه  مرهم  زخمم  تو   بودی

 به ظلمت  راه   امیدم     گشودی

 مرا   از    مکر    مکاران   رهاندی

 به سوی   منزل   جانان  رساندی

 تو ای  لطفت فزون  تا بی   نهایت

 رحیما       کن     تمنایم    اجابت 

      

   

        پرواز به دیار محبوب               

ای دل ، به کوی او ز که پرسم که یار کو؟ 

 در باغ پر شکوفه که گوید که بهار کو؟!  

   

 سلام... اينبار هم کمي از خاطراتم و حرفام البته خيلي کمه ولي ميخام توي دفتر دل تنگيهام ثبت بشه... اين عمره خيلي با عمره قبليم فرق داشت... از همه لحاظ... حالا خودتون توي ادامه مطلب بخونيد...در ضمن چون هنوزم که هنوزه باورش سخته برام که من رفته بودم! براي فعل ها از سوم شخص مفرد(؟!) استفاده کردم!

 ادامه مطلب... 

 

 

 

 

 

 

 

(ملامال از عبودیتآغوشي)

یک فرقه بر آنند که این همت بود                       گویند گروهی که تو را قسمت بود

   ای آمده در دیار وحی آگه باش                 نی همت و نی قسمت و این دعوت بود

 

 

 

 

  

    اینبار چنان شوکه بودم که هیچ سخنی را یارای گفتن نیست!

 

جز :                               الهی لک الحمد...

  

     وقتی که دستانت را به قصد نیاز گره زده بودی... چه زیبا بود گونه های اشک آلودت...

                                                                     لبیک اللهم لبیک ... 

 

سلام من به مدینه - حاج منصور ارضی

 

مناجات - حاج آقا رمضانپور

 

(سلام من به مدینه، به غربت صادق)

 

آخه این زمین خاکی ،که  نبود، شما رو قابل

                              طاهر و قائم و منجی ،صابر و صادق و راحل

فقه جعفری همیش ده جون،به امت تو

                   مدیون   اون  همه علم  و رنجتیم،امام  فاضل

دل ماها رو سوزونده، تو بقیع  دشمن  نامرد

                می بینن که شیعه حقه،هی فرو می رن توی گل

روزای سه شنبه  مختص  دعاته، ای  محقق

                    می شه دستمو  بگیری، بکنی  جدام ز باطل

دگر  از  بشر  نیاید، که  رسد  به  علم   اعلا

                       همه  عالمان  گیتی، به  شما  مرید  و  سائل

نقش  انگشتر تون ، ورد  زبان  ، شیخ الائمه

                       ذکر لا حول و لا .....می رهدم،  از  این  رذائل

وصف اون چهره نورانیتو، از هر کی شنیدم

             گفته که محو نمی شد، لبخند از اون شکل و شمایل

خلاصه کاش می تونستم،بپرم به سوی کوی یت

                 دل   بگیره،کمی  آروم ، بریزه، دیوار حائل

 

روی انگشتری امام صادق علیه السلام ذکر های ماشا الله. استغفرالله. لاحول ولا قوه الا بالله، نوشته شده بود.و به لحاظ عمر پربارشان که ۶۵سال است و نسبت به سایر ائمه بیشتر بوده به شیخ الائمه معروف  هستند. 

 

 

 

 

  

شركت زيارتي وسياحتي گل پرواز اردبيل

 

 آدرس : استان اردبيل شهرستان اردبيل ميدان قيام به طرف مخابرات  

 

 تلفن : 3332127-0451 = فاكس :3332131-0451 = همراه :09141529093

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم اسفند 1390ساعت 13:21  توسط احسان نعمت الهی  | 

عراق

کشور عراق

 

حضرت امير المومنين علي (ع)

 

 وي فرزند ابو طالب بود. علي (ع) ده سال پيش از بعثت متولد شد و پس از شش سال در اثر قحطي که در مکه اتفاق افتاد بنا به در خواست پيغمبر اکرم (ص) از خانه پدر به خانه پسر عموي خود يعني پيامبر منتقل گرديد و تحت سرپرستي و پرورش مستقيم آن حضرت درآمد. پس از چند سال که پيغمبر اکرم (ص) به موهبت نبوت نايل شد و براي نخستين بار در (غار حرا) وحي آسماني به وي رسيد وقتي که از غار رهسپار شهر و خانه خود شد , شرح حال را فرمود ,  علي (ع) به آن حضرت ايمان آورد و باز در مجلسي که پيغمبر اکرم (ص) خويشاوندان نزديک خود را جمع و به دين خود دعوت نموده فرمود

نخستين کسي که از شما دعوت مرا بپذيرد خليفه و وصيه و وزير من خواهد بود , تنها کسي که از جاي خود بلند شد و ايمان آورد علي (ع) بود و پيغمبر اکرم (ص) ايمان او را پذيرفت و وعده هاي خود را درباره اش امضا نمود و از اين روي علي (ع) نخستين کسي است در اسلام که ايمان آورد و نخستين کسي که هرگز غير خداي يگانه را نپرستيد

  علي (ع) پيوسته ملازم پيغمبر (ص) بود تا آن حضرت از مکه به مدينه حجرت نمود و در شب هجرت نيز که کفار خانه آن حضرت را محاصره کرده بودند و تصميم داشتند آخر شب به خانه ريخته و آن حضرت را در بستر خواب قطعه قطعه نمايند , علي (ع) در بستر پيغمبر اکرم (ص) خوابيده و آن حضرت از خانه بيرون آمده رهسپار مدينه گرديد و پس از آن حضرت مطابق وصيتي که کرده بود , امانتهاي مردم را به صاحبانش رد کرده , مادر خود و دختر پيغمبر را با دو زن ديگر برداشته به مدينه حرکت نمود

در مدينه نيز ملازم پيغمبر اکرم (ص) بود و ان حضرت در هيچ خلوت و جلوتي علي را کنار نزد و يگانه دختر محبوب خود فاطمه را به وي تزويج نمود و در موقعي که ميان اصحاب خود عقد اخوت مي بست او را برادر خود قرار داد

علي در همه جنگها که پيغمبر اکرم شرکت فرموده بود حاضر شد جز جنگ تبوک که ان حضرت او را در مدينه به جاي خود نشانيده بود و در هيچ جنگي پاي به عقب نگذاشت و از هيچ حريفي روي نگردانيد و در هيچ امري مخالفت پيامبر (ص) را نکرد چنانچه آن حضرت فرمود

 

 

هرگز علي از حق و حق از علي جدا نمي شود

علي (ع) در روز رحلت پيامبر اکرم 33 سال داشت و با اينکه در همه فضايل ديني سرآمد و در ميان اصحاب پيغمبر ممتاز بود به عنوان اينکهود جوان است و مردم به واسطه خون  هاي که در جنگها پيشاپيش پيامبر اکرم (ص) ريخته با وي دشمنند از خلافت کنارش زدند و به اين ترتيب دست آن حضرت از شوونات عمومي به کلي قطع شد وي نيز گوشه خانه را گرفته به تربيت افراد پرداخت و 25 سال که زمان سه خليفه پس از رحلت پيامبر اکرم(ص) بود گذرانيده و پس از کشته شدن خليفه سوم مردم با ان حضرت بيعت نموده و به خلافت برگزيدند

آن حضرت در خلافت خود که تقريبا 4 سال و 9 ماه طول کشيد سيرت پيامبر اکرم (ص) را داشت و به خلافت خود صورت نهضت و انقلاب داده به اصلاحات پرداخت و البته اين اصلاحات به ضرر برخي از سودجويان تمام مي شد و از اين رود عده اي از صحابه که پيشاپيش آنها عايشه , طلحه ,  زبير و معاويه بودند خون خليفه سوم را دستاويز قرار داده سر به مخالفت برافراشتند و بناي شورش و آشوب گري گذاشتند

آن حضرت براي خوابانيدن فتنه جنگي با عايشه و طلحه و زبير در نزديکي بصره کرد که به جنگ جمل معروف است و جنگي با معاويه در مرز عراق و شام کرد که به جنگ صفين معروف است و يک سال و نيم ادامه داشت و نيز جنگي با خوارج که در نهروان کرد و به جنگ نهروان معروف است . به اين ترتيب در ايام خلافت خود بيشتر مساعي آن حضرت صرف رفع اختلافات داخلي بود و پس از گذشت زمان کوتاه صبح روز نوزدهم ماه رمضان سال چهلم هجري در مسجد کوفه در سر نماز به دست ابن ملجم که از خوارج بود ضربتي خورده و در شب بيست و يکم همان ماه به شهادت رسيدند.

 

 

 

یا زهرا 

 

دلم غمگین ز سوز نای زهراست

به گیتی پر، طنین وای  زهراست

پدر   آشفته  اما     میزبان   است

همی داند که شمعش میهمان است

عجب  ز ود و عجب زود و عجب زود

دل    آل عبا   ریش   و    غم آلود

هلا    یاس    پیمبر  را    شکستند

به غیرازبغض و کین طرفی نبستند

هدف از   تیر غم     قلب  علی بود

از   آنجایی  که   امت  را   ولی بود

علی .   بر  مهر   زهرا  رشک  بردند

صدای     ناله اش  بر  عرش   بردند

چه سان  اوج  شقاوت   را    سرایم

توان       گویش     آن دم         ندارم

 

ياحسين

روز عاشورا،كه یاران حسین بن على‏«ع‏»بتدریج‏شهید مى‏شدند و از تعدادشان كاسته‏مى‏شد واین كاهش محسوس بود،ابو ثمامه هنگام ظهر خدمت امام آمد و گفت:جانم‏فداى تو!چنینمى‏بینم كه دشمنان به تو نزدیك شده‏اند.به خدا قسم تو كشته نخواهى شدمگر آنكه منپیش از تو كشته شوم.دوست دارم خداى خویش را در حالى دیدار كنم كه‏این نماز را كهوقتش نزدیك شده بخوانم.امام،نگاهى به بالا افكند،فرمود:نماز را به یادآوردى،خدا تو را ازنماز گزاران ذاكر قرار دهد.آرى،اینك اول وقت نماز است.مهلتى ازسپاه دشمن خواستند.آنگاهابو ثمامه و جمعى دیگر،با امام حسین‏«ع‏»نماز جماعت‏خواندند. (2) وى جزء آخرین سه نفرىبود كه از یاران امام تا عصر عاشورا زنده مانده‏بودند.برخى گفته‏اند كه در اثر جراحتهاى بسیاربر زمین افتاد،خویشانش او را به دوش‏كشیده و از میدان به در بردند و مدتها بعد از دنیا رفت. (3)

 

 یک نظر

 

            

 

سلام همراهان گرامی،با سپاس از حضور پر مهر و صمیمی شما عزیزان جهت سرایش و ارسال  شعر های زیبا ٬ به خاطر ایراداتی در اوزان و قوافی، پاره ای از ابیات حذف گردید ،هفتادو دو بیت حاضر به نیت شهدای کربلا از میان اشعار فرستاده شده انتخاب شد.از تمامی عزیزانی که دست یاری دادند کمال تشکر را دارم. انشالله پاداش این امر نیک را از خود مولایمان حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) دریافت نمایید.خداوند مهربان حافظ و حامی تمام دلهای عاشق آب و آیینه.   

 

 

سلطان عشق

 

 

1_سرّ نی در نینوا.. دارد حسین ............عالمی  در کربلا.. داردحسین

 

2_لاله رویانی به رنگ... عاشقی............در بهار کربلا....... داردحسین

 

3_با همان هفتاد.و.. دو گلهای سرخ.....لاله زاری با صفا... دارد حسین

 

4_میدرخشد نام او.... چون افتاب........خط نوری تا خدا.... دارد حسین

 

5_هر کجا برپا  شود شوری ز  عشق.در دل هر شعله...جا دارد حسین

 

6_الفتی با سینه های...  درد مند.......چون غریبی اشنا... دارد حسین

 

7_در طریق  جانفشانی.....خواهری.همچو  زینب ....همنوا دارد حسین

 

8_یا علمداری... چو عباس رشید........جان نثاری با وفا... دارد  حسین

 

9_چشم واکن تا ببینی.. عرشیان...........عاشقانی تا کجا دارد  حسین

۱۰_روز محشر گوشه ی چشمی زلطف.در شفاعت هم به ما دارد حسین.

 

 

 شخصیت و فضایل امام حسین (ع )

حـسـیـن بن على (ص ) در مدینه منوره در سال چهارم هجرى در روز سه شنبه , سوم ماه شعبان یاپنجشنبه پنجم همان ماه متولد شد بعضى از مورخان تولد آن حضرت را روز آخر ربیع الاول سال سـوم هـجرى دانسته و بعضى دیگر گفته اند در پنجم جمادى الاول سال سوم یا چهارم هجرت به دنیا آمده است بنابراین درباره تولد آن حضرت چند قول وجود دارد, ولى قول مشهور این است كه ایشان در روزسوم شعبان سال چهارم هجرت به دنیا آمده است.  هـنـگـامـى كه آن حضرت متولد شد او را نزد جد بزرگوارش رسول خدا(ص ) آوردند آن حضرت بادیدن او سخت مسرور شد و در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه گفت و روز هفتم تـولدش گوسفندى براى او عقیقه كرد و به مادرش فرمود: سرش را بتراشید و به وزن موهایش نقره صدقه دهید.
آن حـضـرت شش سال و چند ماه با جد بزرگوارش رسول خدا
(ص ) و پس از آن بیست و نه سال ویـازده مـاه بـا پدرش امیرالمؤمنین (ص ) و پس از آن حدود ده سال با برادرش امام حسن (ص ) و حـدود ده سـال پـس از شـهـادت امـام حسن (ص ) زندگى كرد مدتى كه آن حضرت پس از امام حسن (ص )
زندگى كرده است , مدت امامت او محسوب مى شود.
كـنـیـه امـام حسین
(ع ) ابوعبداللّه بود لقب هاى فراوانى به آن حضرت داده اند و از جمله پس ازشـهـادت , ایشان را سیدالشهدا خواندند چنان كه مى دانیم تا پیش از آن , لقب سیدالشهدا بر حـمزه ,عموى پیامبر اطلاق مى شد و پس از شهادت سبط گرامى رسول اللّه , آن حضرت را به این لقب خواندند.

 

 

 یا سیدالشهدا ،به امید شفاعتت مولا

 این قطعه شعر را تقدیم میکنم  به ساحت مقدّس حضرت امام حسین (ع) و هفتاد و دو کبوتر خونین بال دشت کربلا.   

 

شکوه دارم،شکوه  بسیار ای خدا.روحم از تن     میشود، هر  دم   جدا

 

عزم   آن خاک  معطّر کرده اس.کر بلا ، دشت   گلی   پرورده   است

 

وادی    اوج    شقاوت،   زهر کین..خون  جگر   از  داغ دل،  ام البنین

 

زینبم،بی بی ،چسان بر تو  گذشتن؟چون  بدیدی ،  زخمه دیو   پلشت

 

شبه   پیغمبر،  گل  رعنا   شکفت. اصغرت را تیر  بر حنجر، چه  گفت؟

 

او  فقط   لب تشنه ی یک جرعه بود..از  فرات بی وفا ، کم می نمود؟

 

مرد     میدانم   ابوالفضلم    بیا....خیمه ها  سیراب گشتند  از جفا

 

ای   علمدار   شه   بی لشگرم...کو؟ چه شد؟ دستان سقّای حرم

 

قاسمم  دستت  حنا  از خون  گرفت!!!.حجله  دامادیت   راز   شگفت

 

یا  حسینم  ،نور  عین  مصطفی...من  چه سان گویم ، حدیث  نینوا

 

بیعت  کوفی  و   حج  نا تمام....خدعه ها و   بی وفایی ها  مدام

 

مسلم   و   اولاد  او    سر داده اند.....کوفیان ،  مست  مقام  و  باده اند

 

عصر    عاشورا  در  آن  دشت بلا...عرصه   جولان  شمر  و   اشقیا

 

خیمه ها سوزان ز آتش ،وای  من.....جسم    مولایم   فتاده، بی کفن

 

آن   لئیم   بی حیا،  سر   را  برید....هدیه کردش ،  بهر  درگاه   یزید

 

لعن  و  نفرین   جهانی ،  بر شما....شک   ندارم   بوده اید،   آل دغا

 

اسوه صبر و  صلابت، زینب است....دودمان  رذلتان را   بر  شکست

 

گر چه سیلی بر رخ   نیلی  زدید...سیلی  زینب،  امان   از  دون  برید.

 

يا ابوالفضل

ابـوالفـضـل (ع)، مـشـعـل آزادى و كـرامت را برگرفت، كاروانهاى شهيدان را به عرصه هاى شرف و ميدانهاى عزت، راهبرى كرد و پيروزى را براى ملتهاى مسلمان كه زير چكمه هاى جور و ستم دست و پا مى زدند به ارمغان آورد.

دودمان درخشان

تاسوعا بزرگداشت شهادت اسوه ایثار و ادب و دلاوری و وفا و حق گذاری عباس بن علی (ع) است و هنوز تاریخ، روشن از کرامتهای اوست و نام او با وفا و ادب و مردانگی همراه است. آن سردار فداکار با لبی تشنه و جگری سوخته، پا به فرات گذاشت، اما جوانمردی و وفایش نگذاشت که او آب بنوشد و امام و اهل ‏بیت و کودکان (علیهم السلام) تشنه کام باشند. لب تشنه از فرات بیرون آمد تا آب را به کودکان برساند. خود از آب ننوشید و فرات را تشنه لبهای خویش نهاد و برگشت و دست عطش فرات، دیگر هرگز به دامن وفای عباس (ع) نرسید. این ایثار را کجا می‏ توان یافت و آیا این فداکاری را با واژه ها می توان بیان کرد. حضرت عباس (ع) آموزگار بی بدیل فتوت و مردانگی در تاریخ شد.

زمانی که کودکان کاروان امام حسین (ع) در صحرای کربلا ندای العطش العطش در آوردند، حضرت عباس (ع) بی تابانه سوار بر اسب شده، نیزه بر دست گرفت و مشکی برداشت و آهنگ فرات نمود. شاید که آبی بدست آورد. پس چهار هزار تن که موکل بر شریعه فرات بودند دور آن حضرت را احاطه کردند و تیرها به چله کمان نهاده و سوی وی انداختند.

حضرت ابوالفضل العباس (ع) از هر طرف که حمله می کرد لشگر را متفرق می‌ ساخت تا آنکه به روایتی هشتاد تن را بخاک هلاک افکند. پس وارد شریعه شد و خود را به آب فرات رساند. چون از زحمت گیر و دار و شدت عطش جگرش تفته بود خواست آبی به لب تشنه خود رساند. دست فرا برد و کفی از آب برداشت تشنگی سیدالشهدا (ع) و اهل بیت  او را یاد آورد. آب را از کف ریخت. مشک را پر آب کرد و از شریعه بیرون شتافت تا خویش را به لشکرگاه برادر برساند و کودکان را از زحمت تشنگی برهاند، لشکر که چنین دیدند راه او را گرفتند و از هر طرف او را احاطه کردند، و آن حضرت مانند شیر غضبناک بر آن منافقان حمله می‌ کرد و راه می‌ پیمود. ناگاه یکی از سپایان دشمن از پشت نخلی بیرون آمد و تیغی حواله آن حضرت کرد. آن شمشیر بر دست راست حضرت ابوالفضل العباس رسید و از تن جدا شد. حضرت ابوالفضل (ع) مشک را بدوش چپ افکند و تیغ را به دست چپ داد و بر دشمنان حمله کرد. اما پس از نبردی شجاعانه بار دیگر سپاهی دشمن دست چپش را قطع کرد، حضرت عباس (ع) مشک را بر دندان گرفت و تلاش کرد تا شاید آب را به آن لب تشنگان برساند که ناگاه تیری بر مشک آب آمد و آب آن ریخت و تیر دیگری نیز بر سنه اش رسید و از اسب افتاد...

تـو ـ اى سـردار آزادگـان و انـقـلابـيـون ـ در آسـمـان شـرافـت ، درخـشـيـدى و سَمبل قهرمانيها و مظهر فداكارى و جانبازى گشتى. حـكـومـت ددمـنـش امـوى را ديـدى كـه جـامـعـه را بـه طـرف تـبـاهـى و ويـرانـى كـامـل سـوق مى دهد، كرامتها را زير پا مى گذارد، آزاديها را سلب مى كند، داراييها را به سـود خـود تـصـرف مـى كند و همگان را به زندگانى تلخى كه در آن حتى سايه عدالت اجتماعى ـ سياسى به چشم نمى خورد، پيش مى برد. پس همراه برادرت؛ پدر آزادگان و سـالار شـهـيـدان (عـليـه السّلام) كه آرمانها و آرزوهاى ملتها را در خود مجسم كرده بود و براى آزادى اراده و بازگرداندن كرامت آنان مى كوشيد، پرچم آزادى را برافراشتى.
بـا بـرادرت، در سـنـگـرى واحـد قـرار گـرفتى و كلمة اللّه را ـ كه كرامت انسان و ايجاد زندگى ايمن و به دور از ظلم و طغيان را در خود دارد ـ به گوش تاريخ رسانديد.
اى ابوالفضل! بخشش و هديه اى از خداوند به امت بودى، براى آنان افقهايى درخشان از آزادگى و كرامت گشودى. به آنان آموختى كه جانبازى بايد خالصانه براى خـدا بـاشـد و هيچ يك از عواطف و آروزهايى كه سر به خاك مى برد، آن را نيالايد. با اين روح اسـلامـى اصـيـل بـود كـه بـه جـانـبـازيـت ـ اى ابوالفضل! ـ در راه حق و پاسدارى از ارزشها و اعتقادات، مُهر دفاع خورد. رمز جاودانگىِ جانبازى تو و شيفته كردن دلهاى مردم در طول تاريخ، همين است.
اى قمر بنى هاشم! پايه هاى بنياد حقيقت را تو در دنياى عرب و اسلام برپاداشتى و با ياريت به برادرت سيدالشهداء ـ كه براى حاكميت عدالت اجتماعى و توزيع خيرات الهى بـر مـحـرومان و ستمديدگان جنگيد ـ براى مسلمانان، مجد و كرامتى والا و استوار، پايدار كردى.
بـا بـرادرت، بار اين رسالت را بر دوش گرفتى و بدين ترتيب با برادرت و ديگر شـهداى با فضيلت از اهل بيت و انصار آنان، طلايه داران مقدس شهيدان راه حق در سراسر زمين بوديد.

ابـوالفـضل العباس (عليه السّلام) به عنوان بزرگترين سردار يگانه اى كه انسانيت در قـهـرمـانـيـهـاى نـادر و ديـگـر صـفـات بـرجـسـتـه اش كـه زبـانـزد مـلل جـهـان اسـت، هـمـانـنـدى براى او نمى شناسد، در عرصه تاريخ اسلامى، ظاهر شد. ابوالفضل در روز عاشورا ايستادگى فوق العاده و اراده استوار و وصف ناپذيرى از خود نشان داد و با قلبى مطمئن و آرام و عزمى نيرومند، لشكرى بود شكست ناپذير. سپاه ((ابن زيـاد)) را هـراسـان كـرد و نه تنها از نظر روحى، بلكه در ميادين رزم نيز آنان را شكست داد.
مـورّخـان دربـاره شـجـاعت آن حضرت در روز عاشورا مى گويند كه: هر گاه به لشكرى حـمـله مـى كـرد، در حالى كه يكديگر را زير پا له مى كردند و دلهايشان پريشان شده و هـراس مـرگ بـر آنـان سـايـه افـكـنـده بـود و از تـرس، راه خـود را گم كرده بودند، از برابرش مى گريختند و كثرت جمعيت به آنان سودى نمى بخشيد.

شـجاعت و ديگر ويژگيهاى ابوالفضل نه تنها موجب سرافرازى و افتخار وى و مسلمانان اسـت، بـلكه هر انسان پايبند انسانيت و ارزشهاى انسانى را به تكريم و بزرگداشت، وادار مى كند.

عـلاوه بـر قـهـرمـانـيـهـاى شـگـفـت آور، حـضـرت، نـمـونـه كـامل صفات و گرايشهاى بزرگ بود، شهامت، نجابت، بلندمنشى، وفادارى، همدردى و هـمـگـامى در ايشان مجسم شده بود. حضرت با برادرش امام حسين (عليه السّلام) در سخت تـريـن روزهـاى رنـج و مـحـنـت، همدرد و همگام بود و رنج او را با خود تقسيم كرد. جان را فداى برادر نمود و با خون خود او را حمايت كرد. به طور قطع، چنين همدلى و همراهى جز از كـسـانـى كـه خـداونـد دلهـايـشـان را بـراى ايمان آزموده و بر هدايتشان افزوده باشد، ساخته نيست.

 

ابوالفضل العباس (عليه السّلام) در رفتار با برادرش امام حسين (عليه السّلام) حقيقت بـرادرىِ صـادقـانـه اسلامى را به نمايش گذاشت و همه ارزشها و الگوهاى آن را آشكار كرد. از جمله زيباترين جلوه هاى مواسات و برادرى آن بود كه در روز عـاشـورا پـس از آنـكـه بـر آب فـرات دسـت يـافـت، مـشتى آب برگرفت تا عطش خود را فـرونـشـانـد و قـلب سـوزان چـون اخـگـرش را خـنـك كند، ناگهان در آن لحظات هولناك، تـشنگى برادرش امام حسين و اهل بيتش (عليهم السّلام) را به ياد آورد، شرافت نفس و علوّ طـبـع، او را بـه ريـخـتـن آب واداشت و همدردى خود را در آن محنت كمرشكن نيز با برادرش نشان داد.

ابوالفضل العباس (عليه السّلام) در راه تحقق آرمانهاى والا كه پدر آزادگان، برادرش امام حسين (عليه السّلام) بانگ آنها را سر داده بود، شهيد شد. از مهمترين خواسته هاى امام، برپايى حكومت قرآن در شرق، گسترش عدالت ميان مردم و توزيع بهره هاى زمين بر آنـان بـود؛ زيـرا نـعـمـتـهـاى الهـى بـه گـروهـى خـاص تـعـلّق نـدارد. ابوالفضل براى بازگرداندن آزادى و كرامت مسلمانان، گسترش رحمت اسلامى ميان مردم و نـعـمت بزرگ اين دين كه نابودى ظلم و ستم را هدف خود ساخته بود و ايجاد جامعه اى كه در آن هرگز ترس و هراس جايى نداشته باشد، به شهادت رسيد.

ابـوالفـضـل بـراى حـاكـمـيت «كلمة اللّه» در زمين به ميدانهاى جهاد شتافت؛ همان كلمه و پيامى كه راه زندگى كريمانه را به مردم نشان مى دهد.

سـلام خـدا بـر تـو بـاد اى ابـوالفـضل كه در زندگى و شهادتت، آيينه تمام نماى همه ارزشـهـاى انـسـانـى بـودى و هـمـيـن افـتخار تو را بس كه به تنهايى نمونه والايى از شهيدان طف (نام ديگر كربـلا) بودى كه به قله مجد و كرامت دست يافتند.

    

 

  

 

      

 

فلسفه قيام عاشورا

  بيعت خواستن يزيد (‌ل) ‌از امام حسين (ع)

 دعوت مردم از امام حسين (ع) به كوفه

  امر به معروف و نهي از منكر

  دو جنبه قيام عاشورا

ماهیّت قیام حسینی      

 

 

 

  

شركت زيارتي وسياحتي گل پرواز اردبيل

 

 آدرس : استان اردبيل شهرستان اردبيل ميدان قيام به طرف مخابرات  

 

 تلفن : 3332127-0451 = فاكس :3332131-0451 = همراه :09141529093

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم اسفند 1390ساعت 13:19  توسط احسان نعمت الهی  | 

سوریه

  تل زينبيه

امام موسي كاظم (ع)

ابوالحسن موسي بن جعفر (ع) امام هفتم از ائمه اثني عشر (ع) و نهمين معصوم از چهارده معصوم (ع) تولد آن حضرت در ابواء (محلي ميان مكه و مدينه) به روز يكشنبه هفتم صفر سال 128 يا 129 ق واقع شد.

      چگونگي به امامت رسيدن آن حضرت:

در زمان حيات امام صادق (ع) كساني از اصحاب آن حضرت معتقد بودند پس از ايشان اسماعيل امام خواهد شد. اما اسماعيل در زمان حيات پدر از دنيا رفت ولي كساني مرگ او را باور نكردند و او را همچنان امام دانستند پس از وفات حضرت صادق (ع) عده اي چون از حيات اسماعيل مأيوس شدند پسر او محمد بن اسماعيل را امام دانستند و اسماعيليه امروز بر اين عقيده هستند و پس از او پسر او را امام مي دانند و همينطور به ترتيب و به تفضيلي كه در كتب اسماعيليه مذكور است. پس از وفات حضرت صادق (ع) بزرگترين فرزند ايشان عبدالله نام داشت كه بعضي او را عبدالله افطحمي دانند اين عبدالله مقام و منزلت پسران ديگر حضرت صادق(ع) را نداشت و به قول شيخ مفيد در”ارشاد” متهم بود كه در اعتقادات با پدرش مخالف است و چون بزرگترين برادرانش از جهت سن و سال بود ادعاي امامت كرد و برخي نيز از او پيروي كردند اما چون ضعف دعوي و دانش او را ديدند روي از او برتافتند و فقط عده قليلي از او پيروي كردند كه فطحيه موسوم هستند.

ـ برادر ديگر امام موسي كاظم (ع) اسحق كه برادر تني آن حضرت بود به ورع و صلاح و اجتهاد معروف بود اما برادرش موسي كاظم (ع) را قبول داشت و حتي از پدرش روايت مي كرد كه او تصريح بر امامت آن حضرت كرده است.

ـ برادر ديگر آن حضرت به نام محمد بن جعفر مردي سخي و شجاع بود و از زيديه جاروديه بود و در زمان مامون در خراسان وفات يافت اماجلالت قدر و علو شأن و مكارم اخلاق و دانش وسيع امام موسي كاظم (ع) بقدري بارز و روشن بود كه اكثريت شيعه پس از وفات امام صادق (ع) به امامت او گرويدند و علاوه بر اين بسياري از شيوخ و خواص اصحاب حضرت صادق (ع) مانند مفضل ابن عمر جعفي و معاذين كثير و صغوان جمال و يعقوب سراج نص صريح امامت حضرت امام موسي الكاظم (ع) را از امام صادق (ع) روايت كردند و بدين ترتيب امامت ايشان در نظر اكثريت شيعه مسجل گرديد.

    فرزندان امام:

بنا به گفته شيخ مفيد در ارشاد امام موسي كاظم (ع) سي و هفت فرزند پسر و دختر داشت كه هيجده تن از آنها پسر بودند و علي بن موسي الرضا (ع) امام هشتم افضل ايشان بود از جمله فرزندان مشهور آن حضرت احمد بن موسي و محمد بن موسي و ابراهيم بن موسي بودند. يكي از دختران آن حضرت فاطمه معروف معصومه سلام الله عليها است كه قبرش در قم مزار شيعيان جهان است. عدد اولاد آن حضرت را كمتر و بيشتر نيز گفته اند.

       تأثير علمي آن بزرگوار:

امام هفتم (ع) با جمع روايات و احاديث و احكام و احياي سنن پدر گرامي و تعليم و ارشاد شيعيان، اسلام راستين را كه با تعاليم و مجاهدات پدرش جعفر بن محمد (ع) نظم و استحكام يافته بود حفظ و تقويت كرد و علي رغم موانع بسيار در راه انجام وظايف الهي تا آنجا پايداري كرد كه جان خود را فدا ساخت.

 

 

  کشور سوريه

 

    يا زينب كبرا

 

 

   

 

زینب کبری (س) سومین فرزند فاطمه زهرا (س) و علی بن ابیطالب (ع) است.

حضرت زینب (س) در سال ۶ هجری پس از صلح حدیبیه و ۲ سال بعد از تولد حسین بن علی متولد شد. او پس از آن که به سن ازدواج رسید، به همسری برادرزاده محمد، عبدالله بن جعفربن ابیطالب که ۵ سال از او بزرگ‌تر بود درآمد. پس از واقعه کربلا او پس از چند روز توقف در دمشق، همراه سایر زنان و کاروان اسرای کربلا به مدینه بازگشت.

وی در واقعه حره در سال۶۲ هجری و یا سال قحطی مدینه، همراه عبدالله بن جعفر که در دمشق زمین‌هایی داشت به این شهر مهاجرت و در در ۱۵ رجب همان سال در آنجا در گذشت.

قریه‌ای که در آن قبر مطهر حضرت زینب قرار دارد، در گذشته به راویه و اکنون به زینبیه مشهور است. در حال حاضر این قریه به شهر متصل و در هفت کیلومتری شرق دمشق قدیم به طرف فرودگاه واقع می‌باشد.

در خیابان اصلی این شهرک از دور، گنبد و ماذنه‌های مقبره او دیده می‌شود. گنبد ساختمان طلائی است و در سمت شرقی و غربی آن دو مناره کاشی کاری شده قرار دارد.

در مدخل در غربی قبر زینب و سمت راست آن داخل اتاق کوچکی سه مقبره دیگر وجود دارد که یکی از آنها مقبره آیت الله سید حسین یوسف مکی عاملی متوفی ۱۳۹۷ و دیگری محسن الامین عاملی، صاحب تالیف معروف اعیان الشیعه و سومین آنها نیز دختر میرزا تقی بهبهانی می‌باشد.

فضای قبر زینب و صحن آن بصورت مربع مستطیل می‌باشد که شبستان و گنبد و حرم در وسط آن قرار گرفته و دارای چهار در ورودی می‌باشد سقف شبستان و مقبره از سه قسمت تشکیل شده که به صورت پله‌ای بر روی هم قرار دارند و گنبد نیز در وسط آن قرار یافته‌است. بر روی این گنبد جملاتی از قرآن نوشته شده و طلاکاری آن در سالهای اخیر به وسیله ایران انجام شده‌است.

در سمت شرق مجموعه، مصلای زینبیه به همت فهری زنجانی نماینده رهبر جمهوری اسلامی ایران در سوریه ساخته شده و مراسم نماز جماعت، دعای کمیل و نمازجمعه در آن برقرار می‌گردد. این شبستان بسیار بزرگ می‌باشد. مساحت کل مجموعه حدود ده هزار متر مربع است. در مقبره جمعا ۱۱۴ اتاق وجود دارد که ۶۴ اتاق آن در صحن بزرگ و بقیه در صحن دوم و حسینیه‌های اطراف است.

مقبره زینب در وسط حرم با ضریحی نقره‌ای و اطراف آن هشت ستون کاشی کاری شده که گنبد بر آن استوار شده وجود دارد. دیوارهای مقبره تا نصف آن سنگ سفید و بقیه آئینه کاری بوده و نمونه ای از هنر و معماری ایرانی اسلامی است. بنای داخل و خارج ساختمان و همچنین مناره‌ها و گنبد از حدود بیست سال پیش است ولی توسعه‌های اطراف صحن و تزئینات آنها همگی از سوی جمهوری اسلامی انجام شده‌است.

 

 

 

 

عزاداری کاروان شرکت گل پرواز اردبیل درکنار حرم حضرت رقیه وخانم زینب (س)

با مداحی رئیس کاروان شرکت :حاج زینی نعمت الهی

 

9:48
 
 

5:22
                    حاج زینی نعمت الهی                       

 

   

حضرت رقيه

 

 

حرم مطهر حضرت رقیه (ص)

 حضرت رقیه دختر امام حسین (ع) (به عربی: رقیة بنت الحسین) امام سوم شیعیان حسین بن علی و مادرش مطابق بعضی از نقل‌ها ام اسحاق بوده‌است.

حضرت رقیه دختر سه سالهٔ امام حسین بود که پس از واقعه عاشورا که خانواده امام حسین را به اسارت گرفتند او نیز توسط لشکر یزید به اسارت گرفته شد و آن‌ها را به مرکز خلافت یزید که شهر شام بود بردند. طبق نقل‌های متعدد هنگامی که لشکر یزید سر بریده شده حسین را به شام آوردند و آن را به حضرت رقیه نشان دادند آن طفل سه ساله بسیار ناراحت شده و به سبب این ناراحتی چنان چه در کتاب وقایع الشهور و الایام آمده‌است در روز ۵ صفر سال ۶۱ هجری قمری به شهادت رسید. مرقد وی در شهر دمشق امروزه پذیرای بسیاری از شیعیان جهان است.  

 

 

 

 

 

 

مسجد جامع اموی

 

مسجد اموی یکی از مسجدهای شهر دمشق است.

این مسجد از شاهکارهای درخشان تمدن و فرهنگ اسلامی است که قدمت و سابقه آن به دوران هزار و چهارصد ساله اسلامی محدود نمی‌شود بلکه بنیانی چهار هزار ساله دارد.

 مکان این مسجد در چهار هزار سال پیش نیایشگاه آتش پرستان بوده و خدای آنان یعنی آذر مورد پرستش قرار می‌‌گرفته است. 

پس از یونانی ها، رومیان با حضور و سلطه بر این سرزمین، این معبد را توسعه و آن را به محل عبادت خدای خویش ژوپیتر تغییر دادند. باگسترش مسیحیت در جهان و بویژه در شام، بخش کوچکی از نیایشگاه ژوپیتر به کنیسه تبدیل گشت که به نام قدیس یوحنا یا ماری یوحنا خوانده می‌‌شد. سرانجام در سال هفده هجری با فتح دمشق به وسیله مسلمانان، این آتشکده و بتکده به مسجد و محل عبادت خدای یگانه تبدیل گشت که البته نیمی از آن بر اساس مصالحی که صورت پذیرفته بود همچنان بصورت کلیسا باقی ماند. مساحت اولیه آن بر اساس آنچه ابن جبیر نقل کرده است از شرق به غرب یعنی در طول دویست گام (حدود ۱۵۰ متر) و از سمت جنوب به شمال یعنی در عرض ۱۳۵ گام (حدود ۱۰۰ متر) بوده و در مجموع به پانزده هزار متر مربع می‌‌رسیده است.

هنگامی که دمشق به وسیله سپاه مسلمانان گشوده شد، کلیساهای فراوانی در این شهر بود که بعضی از آنها برپایه پیمان آشتی در مقابل نیمی از کلیسای اصلی شهر در دست مسیحیان ماند و مسلمانان نیمه مذکور را تبدیل به مسجد کردند و در آن به نماز می‌‌پرداختند که بعدها جامع اموی بجای آن ساخته شد. مسیحیان که نسبت به دین جدید با بی اعتنایی می‌‌نگریستند با ایجاد سر و صدای عمدی در مراسم خود از جمله صدای مهیب ناقوس به هنگام برگزاری نماز جماعت، خواندن سرودها با صدای بلند، نسبت به عبادت مسلمانان مزاحمت فراهم می‌‌کردند.

 وقتی معاویه بن ابی سفیان در شام حکومت یافت، تصمیم به الحاق نیمه باقیمانده از کنیسه به مسجد نمود ولی مسیحیان نپذیرفتند؛ پس از وی عبدالملک بن مروان مال فراوانی به آنان داد تا اجازه دهند این قسمت نیز به مسجد ملحق شود ولی ایشان نپذیرفتند؛ تا اینکه ولید بن عبدالملک که مردی شجاع و جسور بود مال فراوانی به مسیحیان داد و حتی گفت اگر نپذیرفتند، کنیسه باب توما را که با زور و این قسمت را با صلح گرفتیم، به جای آن تخریب خواهم کرد.(آن کلیسا بزرگ‌تر از کلیسای داخل شهر یعنی مکان مسجد اموی بود) لذا مسیحیان راضی شدند که نیمه باقیمانده نیز به مسجد اضافه شود. مسجد جامع اموی یکی از معجزات هنر معماری اسلامی و رومی است زیرا در ساخت آن از مهندسان رومی نیز کمک گرفته شد. ولید در ابتدا طرح بنای آن را به روم فرستاد و دوازده هزار نفر از معماران و مهندسان آن سرزمین را برای ساخت آن به دمشق دعوت کرد. عملیات بنای آن از سال ۸۶ آغاز شد. و بهترین زینت‌ها و سنگهای مرمر برای تزئین آن بکار رفته است.

بسیاری از مورخان دمشق گفته‌اند که قبر هود (درود خدا بر او باد) در اینجا است. این مکان در سمت چپ مقام راءس یحیی یعنی در مقابل ستون چهارم در دیوار قبله از سمت شرق شبستان قرار دارد و بر سنگ دیوار، قبله به خطی زیبا در زمینه سبز نوشته شده است هذا مقام هود النبی (این چایگاه هود پیغمبر است) در این مکان کتیبه‌ای در دوران ولید یافت شد که وقتی ترجمه کردند پند و اندرزهایی از حضرت هود بوده است.

.۲ مقام خضر:

گویند خضر نبی در مسجد اموی همواره نماز می‌‌گذاشته است مکان نماز ایشان در سمت شرقی قبله (جنوب شرقی) نزدیک مناره شرقی بوده است. اکنون نزدیک به محراب اصلی مسجد و به موازات مقام هود بر دیوار قبله عنوان هذا مقام خضر النبی بر تابلویی سبز دیده می‌شود.

.۳ مکان نزول عیسی مسلم از اوس بن اوس و از محمد نقل کرده است که عیسی بن مریم، کنار مناره شرقی دمشق یعنی جامع اموی نزول خواهد کرد و کنار آن گلدسته، قطعه سنگی که حضرت موسی در کوه طور با عصای خود بر آن زد و دوازده چشمه جاری شده وجود دارد.

.۴ مقام و محل دفن سر یحیی

یحیی به قدرت الهی از پدر و مادر پیری که امید به فرزند نداشتند بدنیا آمد. خداوند یحیی را در کودکی علم و حکمت عنایت فرمود و آتینا الحکم صبیا. وی از دوران جوانی با عفت و با تقوی بود، همواره در مسجد الاقصی به عبادت و ریاضت مشغول و از اختلاط با اهل دنیا پرهیز می‌‌کرد. او به هنگام بعثت عیسی نبوت ایشان را شهادت داد و در همین دوران بود که به دستور پادشاه بنی اسرائیل به قتل رسید.

شبستان جامع اموی

شبستان مسجد دارای بیست ستون در سمت شرق و بیست ستون در سمت غرب است و چهار ستون اصلی و بزرگ به ابعاد ۲×۳ متر در وسط آن قرار دارد که پایه‌های گنبد بزرگ مسجد یعنی قبه النسر می‌‌باشد. ارتفاع داخلی این گنبد بیش از سی متر است و تماما از سنگ و با گچ سفید تزئین و بازسازی شده است. بر روی چهل ستون مذکور، چهل ستون کوچک دیگر قرار دارد. این ستونها بصورت هلالی شکل هستند که سقف مسجد را- که شاید بتوان گفت بلندترین سقف موجود در میان مساجد جهان است - را نگه داشته اند.

محرابهای چهارگانه مسجد اموی

در شبستان مسجد اموی چهار محراب قرار دارد که هر یک مخصوص یکی از فرق چهار گانه اهل سنت است. یکی از آنها در وسط دو محراب دیگر در سمت راست آن و محرابی نیز در سمت چپ آن قرار دارد. محراب وسط که اصلی و بزرگ‌تر از بقیه است مخصوص مالکی‌ها است. محراب‌های سمت راست از حنفی‌ها و حنبلی‌ها و محراب سمت چپ نیز از آن شافعی‌ها است. در عصر ممالیک در هر چهار محراب نماز می‌‌گذاشته اند.

  محل غسل تعمید مسیحیان

همانگونه که در شرح تاریخ جامع اموی گفته شد نیمی از جامع کنونی اموی (نیمه شرقی) کلیسا بود و سپس به وسیله ولید به نیمه دیگر آن الحاق و کلیسای مذکور تخریب شد. در این نیمه و کنار درب ورودی شرقی شبستان به فاصله بیست متری، بقایای استوانه و چاهی است که گویند مسیحیان فرزندان خود را در آن غسل تعمید می‌‌داده اند. این مکان در نزد آنان از ارزش خاصی برخوردار بوده است. اکنون این چاه و استوانه‌های آن که از مرمر ساخته شده موجود بود ولی چاه آن پوشیده شده است.

مقام راءس الحسین

هنگامی که کاروان اسرا و سرهای بریده شهدا به سمت دمشق در حرکت بود، سر امام حسین در پایان همه سرها و مقابل زنان و اهل بیت حرکت داده می‌‌شد. آنگاه به فرمان یزید سر را از مجلس بیرون بردند و به همراه سایر سرهای شهدا سه روز بر باب القصر آویزان کردند.

پس از آن مدت، سر امام حسین را پائین آوردند و در گوشه شمال شرقی مسجد در اتاقکی دادند. این سر چند روز در این مکان قرار داشت. بعدها در آنجا بقعه‌ای به یادبود این حادثه غم انگیز ساختند که به راءس الحسین مشهور شد. (۲۸) این مکان پس از محراب و مسجد امام زین العابدین (د) در داخل اتاقی به ابعاد ۳×۴ متر قرار دارد و در جدار داخلی گنبد آن اسامی ائمه نقش بسته است. در داخل شبستان مقام امام سجاد (د)محفظه‌ای از نقره و بسیار کوچک به اندازه سر یک انسان در داخل دیوار به یاد محل قرار دادن سر مبارک حضرت جا سازی شده است. در سمت چپ این محفظه نقره ای، شبستان و یا اتاقی که از آن یاد کردیم به وسیله دری آهنین جدا می‌شود. در سمت چپ آن ضریحی کوچک از نقره و بصورت مستطیل با ابعاد ۱×۵/۱ متر می‌‌باشد. داخل این مکان یا ضریح، پایه‌ای مستقر شده و بالای آن چیزی به شکل سر با پوشش قرمز رنگ که گویا از چوب و یا سنگ ساخته‌اند قرار داده شده است.

محراب و مقام زین العابدین:

هنگامی که امام سجاد در حال اسارت در مسجد اموی حضور داشت، در شمال شرقی جامع و در مکانی به تهجد و عبادت می‌‌پرداختند. ابن عساکر گوید: آن حضرت هر شب و روز در این مکان هزار رکعت نماز می‌‌گذاشته اند. نمازگاه امام سجاد در سمت شمال شرقی مسجد اموی و کنار در شرقی آن است که پس از شبستان بزرگی قرار داشته و دارای محرابی زیبا از سنگ می‌‌باشد.

          

 

            

قبرستان باب الصغير

  

قبرستان باب الصغير قبرستاني است که ۱۴مقام در اونجا قرار داره از زنان پيامبر ام حبيبه و ام سلمه تا بلال حبشي ،اين قبرستان چهارمين قبرستان مهم در دنياي اسلام است . اين قبرستان در جنوب شهر قديم دمشق واقع شده و چون نزديک کوچکترين درقديمي شهر دمشق قرار داشته "باب الصغير" نام گرفته است.تو اين قبرستان قبرها نزديک به هم هستند و ارتفاع نسبتا زيادي هم دارند ، طوريکه به سختي مي شد از ميان آنها گذشت توي اين قبرستان براي افرادي که از ياران و صحابه پيامبر و نزديکان خاندان پيامبر بودند گنبد و بارگاه کوچکي اندازه يک اتاق ساخته اند .

مقام همسران پيامبر ام حبيبه و ام سلمه در قسمت غرب قبرستان باب الصغير مي باشد .

مقام عبداله بن زين العابدين:

عبداله بن زين العابدين در قسمت شرق باب الصغير می باشد عبد الله فرزند امام سجاد (ع) بود او مردي فقيه ووارسته بود که به علت درخشندگي صورتش به باهر شهرت يافته بود

مقام رئوس شهداي کربلا:

ظاهرا بعد از حادثه کربلا که رئوس شهدا را برنيزه ها به شام و براي يزيد آورده بودند براي دفن به اين قبرستان مي آورند .که در ان ضريحي قرار دارد و درون ان ضريح 16دايره حجيم که با پارچه اي سبز پوشانده شده است به نشانه 16شهيد کربلا وجود دارد که اسامي انها نيز برروي اين پارچه ها نوشته شده است اما به احتمال قوي فقط سر3 نفر از اين شهدا به نام«حضرت علي اکبر» ،«حضرت ابوالفضل» و «حبيب بن مظاهر »در اين مکان به خاک سپرده شده است.

درحياط اين مکان که معروف به مقام رئوس شهداي کربلا است حوضي وجود دارد که مي گويند سر شهدا را در اينجا شسته اند و در کنار ان نيز اتاقي وجود دارد که گفته مي شود امام سجاد در انجا نماز خوانده است

مقام حضرت سکينه و ام کلثوم و دیگر مقام ها:

آمنه ملقب به سکينه دختر امام حسين (ع) بود وبرادرش علي اصغر ومادرش رباب بود. ام کلثوم يازينب صغري نيز دختر امام علي (ع) می باشد. وارد شبستان که مي شوي دو ضريح هم شکل درکنار هم قرار دارند که باديواري که وسط آن وجود دارد ازهم جدا شده اند و درکنار ديوار هر اتاق پلکاني باز مي شود که به زيرزمين ودو اتاقک کوچک هدايت مي شود،در اين مکان مقدس ضريح وتابوت هر دو قبر ديده مي شود، هر دو بزرگوار در واقعه کربلا حضور داشتند و پس از اسارت به دمشق آمدند.

بقيه مقام ها در پشت سر مقام حضرت سکينه و ام کلثوم بوده و درون قبرستان و در قسمت غربي قبرستان باب الصغير است در پشت قبر سکينه و ام کلثوم قبري منسوب به «فاطمه صغري» دختر امام حسين (ع) است که در داخل حجره اي کوچک قرار گرفته، در کنار اتاق پلکاني است که به فضايي کوچک در زير زمين راه دارد بر روي سنگ قبر او آيت الکرسي به خط کوفي نوشته شده است،گنبد آن به رنگ سبز وديوارهاي آن به وسيله سنگهاي سياه وسفيد بر پا گشته است.

کمي بالا تر ازمرقد" فاطمه صغري"در اتاق ديگري از اين قبرستان مدفن سه بانوي مطهر قرار دارد:اسماء بنت عميس همسر جعفر طيار،ميمونه دختر امام حسن(ع)،حميده دختر مسلم بن عقيل،در اين حجره ضريحي سبز رنگ قرار دارد که سنگ قبرها به صورت ايستاده در کنار آن نصب شده است.

در يکي ديگر از حجره هاي اين قبرستان که با گنبد سبز رنگ کوچکي نمايان است در تابوتي کوچک ومحفظه اي فلزي «عبدالله بن صادق» فرزند امام جعفر صادق(ع) مدفون است . 

کمي بالاتر از اين حجره ودر مکاني ديگر موذن با وفاي پيامبر«بلال حبشي» به خاک سپرده شده است .

در کنار مقبره "بلال" مقبره کوچکتري ديده مي شود که گفته مي شود قبر«عبدالله بن جعفر» فرزند جعفر طيار وهمسر باوفاي حضرت زينب(س) است که در سن 90 سالگي چشم از دنيا فرو بست  

يکي ديگر از نزديکان اهل بيت که در اين قبرستان مدفون است «فضّه» خادمه حضرت زهرا(س) است ، وي در واقعه کربلا حضور داشت وبه اسارت در آمد.

 

 

 

 

  

شركت زيارتي وسياحتي گل پرواز اردبيل

 

 آدرس : استان اردبيل شهرستان اردبيل ميدان قيام به طرف مخابرات  

 

 تلفن : 3332127-0451 = فاكس :3332131-0451 = همراه :09141529093

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت 19:59  توسط احسان نعمت الهی  | 

مشهد

 کشور ایران

 

یا امام رضا (ع)

 

 

 

 

 

یا رضا   قربون   بوی     حرمت

اون   رواق   و  آستان    کرمت

                                                         گفته بودم که بیام  حالی کنم

                                                         عقده های این دل و خالی کنم

 

                                بگم   از عشق به دریا  آقا جون

                               مرحمی بخوام رو دردا   آقاجون

 

پس  چرا سر  نمیشه رو ز فراق

دم   به دم  افزونه حس اشتیاق

                                                              منتظر  نشسته ام  سوی حرم

                                                        بلکه   شاخه ای  ز   گلها   ببرم

 

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا علیه السلام

 

روان کردم  دلم  را  با  سلامی

که دارد بوی غربت، بر خراسان

رود   تا    تهنیت           گویان،   ببالد

روان کردم  دلم  را  با  سلامی

که دارد بوی غربت، بر خراسان

                                             رود   تا    تهنیت   گویان،   ببالد

حضور   اقدسش،بر ملک  ایران

اماما بر محبت، شهره  هستی

                                               بخوانم، تا  ببوسم  سنگ  ایوان

دلم  تنگ   آمده،  فریاد    فریاد

بیفزا !    نام  من  بین    حبیبان

                                              بنوشان،   آب  سقاخانه ات   را

شفا یم ده ز درد و رنج  و حرمان

روم    با    کفترانت،  اوج    گیرم

                                         به  دور  گنبد   زردت، رضا   جان

شبانگاهان حرم،غرق نیاز  است

شفاعت   از     امید   نا   امید ان

                                           شده  مهرت عجین با تار و  پودم

مگردان   سائلت، از   بی نصیبا

                        خروشد   صبحدم، طبل و   نقاره

                                            به گاه   مولد     شاه      غریبان

ملائک   باز   مهماندار      عشقند

                                  خیالم ،خوش بمان در بین   یاران

 

 

 

 

 

 

تاریخچه مختصر حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام

 

 

 

حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام ، طبق آنچه مشهور است در سوم ماه شعبان سال چهارم یا سوم هجرى متولد گردیده است ، نام مباركش حسین و كنیه ایشان ابا عبدالله و ملقب به سیدالشهداء مى باشد، مادر گرامش حضرت فاطمه دختر پیامبر اكرم و پدر بزرگوارش ، حضرت على ابن ابیطالب امیرالمؤ منین ، برادر بزرگوارش امام مجتبى حضرت حسن علیه السلام ، ایشان فرزند دوم حضرت فاطمه علیهاالسلام مى باشد كه میان ایشان و امام مجتبى ، كمتر از یكسال فاصله شده است ، حضرت زینب و ام كلثوم دو خواهر گرامى ایشان از نسل حضرت فاطمه علیهاالسلام مى باشند، هنگام رحلت پیامبر اكرم ، امام حسین علیه السلام شش یا هفت ساله بودند، اندكى پس از رحلت پیامبر صدیقه طاهره مادر گرامیش از ظلم دشمنان شهید شد، مدت سى سال بعد از پیامبر با پدر بزرگوارش حضرت على علیه السلام بسر برد، و هنگام شهادت حضرت على علیه السلام سى و هفت ساله بود، مدت ده سال نیز پس از پدر با برادرش امام مجتبى علیه السلام زندگى نمود، پس از شهادت برادر حدود ده سال امامت نمود، و تا معاویة زنده بود همچنان به صلح برادرش پاى بند بود، اما پس از مرگ معاویه ، بر علیه دستگاه ظلم و فساد بنى امیه قیام نمود و سرانجام پس از ششماه و هجرت از مدینه به مكه و از مكه به عراق ، در صحراى كربلا بخاطر احیاى اسلام ناب محمدى و افشاى خط نفاق و اصلاح انحرافاتى كه پس از پیامبر به وقوع پیوسته بود، خود و اصحاب و اهل بیت او شرافتمندانه به شهادت رسیدند.
شهادت حضرت در دهم محرم سال 61 هجرى از جانب یزید و به فرمان عبیدالله ابن زیاد والى كوفه ، و فرماندهى عمر ابن سعد واقع شد.
سن مباركش به هنگام شهادت 57 سال بود.

 

 

  

شركت زيارتي وسياحتي گل پرواز اردبيل

 

 آدرس : استان اردبيل شهرستان اردبيل ميدان قيام به طرف مخابرات  

 

 تلفن : 3332127-0451 = فاكس :3332131-0451 = همراه :09141529093

 
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت 19:49  توسط احسان نعمت الهی  | 

شرکت خدمات زیارتی و سیاحتی و هواپيمايي گل پرواز

 

 

شرکت خدمات زیارتی و سیاحتی و هواپيمايي گل پرواز

 

مشخصات پرسنل شرکت:


مدیر عامل:فیض اله نعمت الهی
مدیر زیارتی:بیوک جامعی
مدیر فنی:علیرضا راثی
مسئول دفتر:محسن نعمت الهی
مسئول ثبت نام:رضا بینانمین
مسئول کامپیوتر:غلامرضا صراف
مسئول روابط عمومی:حسین نعمت الهی
مسئول رسیدگی به انتقادات و پیشنهادات مسافرین:عزیز نعیمی


 

کانتر های زیارتی:

کانتر وی‍ژه عمره:صراف
کانتر ویژه عراق:رضائی
کانتر ویژه سوریه:نعمت الهی
کانتر ویژه مشهد:نعمت الهی

 


کانتر های سیاحتی:


کانتر سیاحتی داخلی:احسان نعمت الهی
کانتر سیاحتی خارجی
:حسین نعمت الهی

 


اعضای شورای فرهنگی شرکت گل پرواز:


آقای پرویز سبز علی زاده
آقای محمدآبیاری
آقای عباس تقی زاده
آقای سعید جواد زاده
آقای محمود محسنی دیبا
آقای علی الله بخش

 

تماس با ما:


تلفن:3332127-0451
فاکس:3332131-0451
همراه:09379949266- نعمت الهی
ایمیل:www.hosinnematollahi@yahoo.com
آدرس:اردبیل - میدان قیام جنب بانک ملی شرکت گل پرواز

  

 

 

شرکت خدمات زیارتی و سیاحتی و هواپيمايي گل پرواز

 

اجرای تور های متنوع خارجی
مجری تور های داخلی وخارجی
اجرای تور های نمایشگاهی وتجاری
اجرای تور های یک روزه و ارزان قیمت
اخذ ویزا برای میهمانان خارجی شما
صدور گواهینامه رانندگی بین المللی
رزرواسیون هتل های داخلی وخارجی



(داخلی وخارجی): تورهای زیارتی


(عمره مفرده- کربلای معلی- سوریه)

 ( مشهد مقدس- قم- جمکران)

 



(داخلی وخارجی): تورهای سیاحتی


(آفریقای جنوبی- برزیل- فرانسه- ایتالیا- پرتقال- اسپانیا- اطریش- انگلستان- هلند-آلمان- مجارستان- چک- سوئیس- گرجستان- یونان- استرالیا- ژاپن- هنک کنگ- چین-هندوستان- سنگاپور- مالزی- تایلند)

(خوزستان- چابهار- بندر عباس- قشم- شیراز- کرمان- یزد- کیش- اصفهان- گیلان- مازندران- کردستان- کرمانشاه- تهران- اردبیل)

 

تور های سال 1390


8روز تایلند
8 روز چین
10 روز ژاپن
8 روز فرانسه
8 روز گرجستان
8و 12 روز ایتالیا
8 روز هنک کنگ
8 روز هندوستان
11 و 13 روز برزیل
8 روز سنگاپور-مالزی
12 روز پرتغال-اسپانیا
13 روز ایتالیا-فرانسه-هلند
13 روز ایتالیا-آلمان-فرانسه
11 و 13 روز آفریقای جنوبی
12 روز ایتالیا-اطریش-فرانسه
16 روز دومینیکن-ایتالیا-فرانسه
12 روز گرجستان-یونان-فرانسه

هواپیمایی:


فروش بلیت کلیه خطوط پروازی داخلی وبین المللی





 

با تشکر
روابط عمومی شرکت گل پرواز

 

 

 

تصویری از کلاس توجیهی شرکت گل پرواز

 

 

 

 

 

 

تصاویری از شرکت گل پرواز  

 

 

 

 

 

  

شركت زيارتي وسياحتي گل پرواز اردبيل

 

 آدرس : استان اردبيل شهرستان اردبيل ميدان قيام به طرف مخابرات  

 

 تلفن : 3332127-0451 = فاكس :3332131-0451 = همراه :09141529093

 

 

 

 

 

 

 

  

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت 19:44  توسط احسان نعمت الهی  |